شهاب 3   

در واقع جدی که به قضیه نگاه کنی می بینی خیلی هم فرق نمی کنه.

 

ارسال کرم خاکی و موش و لاک پشت به فضا,

یا ارسال ریحان به منطقه ی ارزیل!

هر دو  ارسال "موجود زنده" هستند به ناکجا باد...با نتیجه ای مبهم!!!

لینک
سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸ - Ray VQ

   ارزیل! انتخاب اختیاری!   

برگه جلوی رومه

میگم اجازه بدید با خانواده ام یه مشورتی بکنم بعد انتخاب کنم خب!

میگن عجله کن! ٣٠ امتیازت رو از دست میدی ها! چی می خوای بپرسی؟ از همین آقای دکتر بپرس که به خانه های بهداشت آشناست.

میگم خب... ورزقان چطوره؟

چشمهاش حتما برق زد!:

خوبه! جای خوبیه ...حقوقش هم بد نیست.

آخه دو پزشکه است! من کجا باید بمونم؟ خونه ی مشترک؟ نه! من یه جای تک پزشکه می خوام.

میگه: خب می تونیم کاری کنیم که برید یه مرکز یک پزشکه.

-جدآ می تونین؟

کاغذ ها رو جلوم می ذارن! امضا کن!‌دیگه حق عوض گردن نداری ها! بنویس "ارزیل" ورزقان بنویس "انتخاب اختیاری" !!!

برگه رو میگیرن زیرش عبارتی می نویسن به این مفهموم که چون ایشان نور چشم ما هستند و فرزند کارمند دانشگاه هستند و ٣٠ امتیاز هم دارند می توانیم بفرستیمشان آن جا که ...خودشان می خواهند!!!

هنوز تو شوک...هنوز گیچ...: ببرش اتاق ١٠۵ بعد ١٠٨

خانم ١٠۵ برگه ام و نگاه می کنه و با خنده ی نامعمول برای یک کارمند اتاق ١٠۵ میگه: ورزقان؟ می خوای بری ورزقان؟

آفای ١٠٨ برگه را میگیرد: وورزقانی هستی؟ می خوام بدونم چرا اینجا رو انتخاب کردی؟

آقایی که برگه رو به من داد رو دیگه نمی بینم...اما مطمئنم چشمهاش جرقه پرت می کنه! منو رو تخم چشمشون گذاشتن و فرستادن"ان جا که عرب نی انداخت!"

لینک
سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ - Ray VQ

   نوستالژی 2   

قدیما یه بازی می کردیم اول رو کاغذ یه سری خطهای در هم می کشیدیم. بعد خطها رو یه جوری به هم ربط می دایدم که نقاشی یه چیزی ازش در بیاد. سرگرمی خوبی بود!

یاد چی افتادم؟

دیوار؟

به در میگیم دیوار بشنوه؟

دیوار حاشا بلنده؟

نه! نمی دونم! یاد یه چیر دیگه است تو همین مایه های دیوار و اینا!

همینجوری ها...

لینک
جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸ - Ray VQ

   جن گیر   

نلسون ٢٠٠۶:

تظاهرات سندرم ویلیامز:

چین خوردگی ابرو ها در سمت داخل. پر بودن دور دهان و دور اربیت عنبیه های آبی دارای پیگمانتاسیون اقماری فرو رفتگی پل بینی و تمایل های سوراخ های بینی به سمت جلو

اگه نمی تونین تصور کنین نلسون راهنمایی می کنه: "چهره ی جن مانند"!!!

واویلا!حالا دیگه کار سخت تر هم شد.

آقای دکتر نلسون؟ میشه لطفا در چاپ جدید "چهره ی جن بوداده " رو هم وصف کنین؟!

لینک
جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸ - Ray VQ

   حذف و اضافه   

برای گرفتن نامه ی یکی از دوستان که تبریز نبود به اداره ی امور فارغ التحصیلان رفتم.

از این اتاق به اون اتاق که "ی" آخر نام خانوادگیش رو حذف کنن  بعد که تموم شد فهمیدم که اولش  درست بوده. دوباره برگشتم که لطفا "ی" رو اضافه کنین!

 

بادش بخیر! قدیما هر سال این موقع "واحد" هامونو حذف و اضافه می کردیم.

این روزها"ی" رو!

لینک
یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸ - Ray VQ

   یک پست -کاملا- غیر سی ا سی   

آقا! خواب نبود که ! قهقهه

کمدی بود در قالب رویای شبانه:

من اینترن کشیک زنان بودم و شب عید بود...مامان هی زنگ می زنه که آخر شب رو یه کاری کن که خونه باشی...رزیدنت زنان بهم چشم غره می ره...لاله میگه نمی تونه این آخر شبی رو به جای من وایسته...ندا هم...اصلا اس ام اس ام رو جواب نمی ده!

حالا این سوپر من که قراره بیاد و ١٢ ساعت کشیک من رو کاور کنه کیه؟ اس ام اس مس زنم به "شیخ اصلاحات" که قربون دستت ای شیخ! میشه این آخر شبی تو به جای من کشیک بدی؟ شب عیده ها...اجرکم عندالله...زنگ می زنه که البت! ساعت چند بیام؟!!!

می دونستم حتما بهش رای می دادم!

قهقهه

حاشیه: این پست هیچ گونه ارزش سی ا سی ندارد ...

لینک
سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸ - Ray VQ

   وجدان...این وجدان لعنتی!   

بعد از شور مشورت فراوان...

بعد از استعلام از دوستان...

بعد از استخاره ها که کردیم و

رای زنی ها که برفت!!!

تصمیم بر آن شد که جزوه ی اطفال موسسه ی ایکس را تهیه کنیم و امتحان پس داده است و تضمینی! و تا زمانی که منتظر ارسال جزوات هستیم سرمان را به پاتولوژی گرم کنیم...

صبح علی الطلوع تلفن را برداشتیم و :

سلام! موسسه ی ایکس؟

بله ! بفرمایید!

خسته نباشید! می خواستم بدونم هزینه و مدارک لازم برای جزوه ی اطفال چطوریه؟

بله! شماره حساب می دم بهتون "هشتصد هزار تومن " می ریزین به حساب بعد آدرس میگیرم جزوه رو می فرستیم!!!

حیف که نتونستم بهش بگم پس شما آدرس بده من با هشت تومن از همین دم بیمارستان می خرم براتون می فرستم!!!!

لینک
شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸ - Ray VQ

       

وقتی زنگ می زنی به دوستت و صدایی بهت می گه: "مشترک مورد نظر خارج از محدوده ی پوشش تلفن قرار دارد"

 

می خوان بهت بفهمونن که "پزشک طرحی" مورد نظر در منطقه ی ۵/٣ قرار دارد!

لینک
یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸ - Ray VQ

   ا....! راستی!   

یه مدتیه همش یاد اون فیلمی می افتم که کانال یک قدیما ماهی یه بار جمعه ها پخش می کرد!

یه پیرمردی بود که یه دستگاه ساخته بود و باهاش تو اتاق خودش تلویزیون رو نشونه می گرفت. از اون ور مجری تلویزیون کشته می شد.

چی شد یادش افتادم؟

نوستالژیه دیگه!

لینک
سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸ - Ray VQ

   یا حسین...   

هیات عزاداران... تاسیس:١٣٨٧

شامل: ۴ عدد پسر  حداکثر ٢۴ ساله با تریپ در حد ساسی مانکن

۴ عدد دختر یحتمل دوستان همان پسران مذکور

٨ عدد طبل با قطری ٢ برابر قد جوانان فوق الذکر!

یک وانت با آمپلی فایر تا اون سر خیابان جهت پخش صدای ضبط شده ی مداحان!

فکر کنم وقتی صدای ضبط پخش میشه و یکی طبل میزنه ٣ نفر دیگه به تبادل شماره تلفن می پردازند!

 

 

لینک
شنبه ٥ دی ۱۳۸۸ - Ray VQ